تبليغاتX
پرتقال من

 

چند روز پیش این تبلیغ رو تو بلاگفا دیدم و یه سوال برام ایجاد شد:

مرز کنجکاوی و فضولی کجاست؟

:Do you know

?What is the difference of a curious person and a nosy one

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:43  توسط عباس ریاضی  | 

 

از پس فردا باید بریم عملگی.

با بیل و سیمان و آجر و میلگرد و اینا قراره دمخور بشیم.

برامون تو دانشگاه دوره ی اجباری کار عملی گذاشته اند.

خدا به خیر کند!

We are going to work on a real building

Dealing with cement and bricks

The university have prepared an obligatory workmanship course for us

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:10  توسط عباس ریاضی  | 

 

 

گاهی دوست داشتن چیزی، برای اون "چیز" دردسر می شه.

حالا من یه خاطره تعریف می کنم که متوجه بشین من چی می گم.

یه چند روز پیش داشتم دستامو می شستم. صابونو که گذاشتم سرجاش، یه حشره ای در ابعاد ۳ میلی متر در ۱ میلی متر توجهم رو جلب کرد و ازش خوشم اومد.

چون ازش خوشم اومد، منم سعی کردم توجهشو جلب کنم!

واسه همین یک کم فوتش کردم که بپره ببینم چه شکلی میشه. ولی از بخت بد چسبید به صابون و خیس شد.

حالا هرجوری بود بدون اینکه له بشه از صابون جداش کردم ولی بالاش به هم چسبیده بود. بعد اونو گذاشتم یه جا که خشک بشه.

نمی دونم آخرش چی شد، ولی حداقل شما مواظب باشین که چطور ابراز محبت می کنین!

 

Some times likeness of some thing makes some trouble for that "thing"!l

For example, one time I was washing my hands, when I noticed an interesting insect in size of 3 milimeters to 1 milimeter

As I liked it, I tried to make it fly by a slight puff to see how it flys!!  but unfortunately it sticked to the bar of soap

I tried to separate it from the soap carefully, and I put it some where to get dry

I don't know what happend then, but be careful that how you show your likeness to the others!!l

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 22:43  توسط عباس ریاضی  | 

 

آخر ترم رسیده و وقت تحویل پروژه است.

این چند روز حسابی کم خوابی داشتم.

چون قرار بود ماکت چند خانه را بسازیم، ما را گروه بندی کرده بودند و ساخت هر خانه را به عهده ی یک گروه گذاشته بودند.

از آنجایی که یکی از اعضای گروه سه نفره مان به "تنبلی مفرط!" دچار بود، همه ی کارها افتاده بود روی دوش من و دوست دیگرم.

دلایل دوست تنبلمان هم جالب بود : تولد خودشان و پدرشان(!)، دقیق(!) افتاده بود روی روزهای تحویل پروژه!!

 

The Semester is finishing and thats the time to submit the projects

These days I have slept very little to be able to finish our project

The students of our class were divided to several groups , and each group was responsible of modeling a house

As one out of three members of our group was alittle lazy (alittle more than alittle!), all of works done by me and the other member of the group

In the picture below, you can see the lazy friend at the right side playing with balls, and me and the other friend at left side working hard for the project 

در سمت راست این تصویر، دوست تنبل عزیزمان مشغول انجام کارهای متحیرالعقول! است و در سمت چپ، من و دوست دیگرم مشغول خر کاری برای اتمام پروژه.

خانه ای که برای ساخت ماکت به ما دادند هم در نوع خود کم نظیر بود.

در زیر می توانید نمایی از این ساختمان را ببینید:

    

این ساختمان، دو در ، چهار بالکن و ۱۱۶ پنجره داشت!!

 

As you can see at the picture above, the building (apartment) ,that we were supposed to make its model, is also strange

This building have 2 doors and 116 windows!!l

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22:54  توسط عباس ریاضی  | 

 

با تموم شدن زمان فرستادن پرتقالها، مسابقه ی "پرتقال من" هم تموم شد.

شاید نشه به این اتفاق گفت مسابقه، چون نه جایزه داره و نه برنده!!

یعنی دلم نیومد برنده تعیین کنم.

همه ی کارها رو می گذارم اینجا تو وبلاگ که ببینید.

نکته: چون یک شرکت کننده ی خارجی هم داشتیم، به انگلیسی هم نوشتم :)

 

By finishing of the deadline, the competition of "my orange" finished

Maybe this event can not be considered as a competition, as it has not any winner or prize!!l

I do not like to select a winner

Then all received art works will be exhibited here

:)

 

کارها به ترتیب خاصی قرار نگرفته اند :

The order is randomized :

 

سحر عجمی

 

آرین خلیقی

 

 

Gunce Esingen

 

لیدا معتمد

 

عرفان ملک حسینی

 

نسترن میر محمد صادقی

 

 

صدرا بنی اسدی

 

 

آلما

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:37  توسط عباس ریاضی  | 

 

دوستان عزیزی که قصد شرکت در مسابقه ی "پرتقال من" را دارید،

تنها یک هفته (یعنی فقط ۷ روز!) باقی مانده!

آخرین مهلت فرستادن پرتقالها، ۲۰ خرداد است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:50  توسط عباس ریاضی  | 

 

یک پرتقال برای نمونه!

سلام.

خیلی اتفاقی میخوام اینجا یه مسابقه بگذارم.

خیلی ساده است.

فقط باید یه دونه پرتقال بکشین!

پرتقالی رو که دوست دارین.

پرتقالی رو که ازش خاطره ی خوبی دارین.

پرتقالی رو که رازشو بهتون گفته.

پرتقالی رو که ...

جایزه و شیرینی و از این چیزا هم نداره!

پرتقالاتونو بندازین اینجا: riazi63@gmail.com

از بین پرتقالهاتون، چندتا رو میذارم اینجا تو وبلاگ.

آخرین مهلت پرتاب پرتقالها، ۲۰ خرداد است.

موفق باشین...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 4:20  توسط عباس ریاضی  |